سوئيچ هاي Packet-based براي تعيين مسير ترافيك از يكي از سه روش زير استفاده مي كند :
Cut-through
Store-and-forward
Fragment-free
Cut-through : در اين روش ، سوئيچ آدرس هاي MAC را به محض دريافت بسته مي خواند و سپس 6 بايت MAC
اطلاعات مربوط به آدرس را ذخيره كرده و با وجود اينكه ما بقي بسته ها در حال رسيدن به سوئيچ مي باشند ، اقدام به ارسال بسته مذكور به سمت نود مقصد مي نمايد.
Store-and-forward : سوئيچي كه از اين روش استفاده مي كند ، ابتدا تمام اطلاعات داخل بسته را دريافت و
نگهداري مي كند و قبل از ارسال بسته مورد نظر به دنبال خطاي CRC و يا مشكلات ديگر مي گردد. در صورتي كه بسته داراي خطايي باشد آن بسته را كنار مي گذارد. در غير اينصورت سوئيچ آدرس كارت شبكه گيرنده را جستجو كرده و سپس آن را براي نود مقصد ارسال مي دارد. بيشتر سوئيچ ها همزمان از دو روش فوق استفاده مي كنند مثلاً ابتدا از روش Cut-through استفاده كرده ولي به محض برخورد با يك خطا ، روش خود را تغيير مي دهد و به شيوه Store-and-forward عمل مي كند ، از آنجائيكه روش Cut-through قادر به اصلاح خطا نمي باشد در نتيجه سوئيچ هاي كمتري از اين روش استفاده مي كنند ولي از سرعت بالاتري برخوردار است.
Fragment-free : سوئيچ ها از اين روش كمتر استفاده مي كنند. اين روش مانند روش اول مي باشد با اين تفاوت كه در اين شيوه ، سوئيچ قبل از ارسال بسته ، 64 بايت اول آن را نگه مي دارد اين كار به خاطر آن است كه بيشتر خطا و برخوردها در طول اولين 64 بايت بسته اطلاعاتي اتفاق مي افتد.
Switch Configurations
سوئيچ هاي LAN از نظر شكل فيزيكي با هم متفاوتند ، در حال حاضر ، سوئيچ ها داراي سه شكل عمده مي باشند:
Shared memory : اين نوع از سوئيچ ها ، بسته رسيده را در يك حافظه مشترك يا بافر كه اين بافر در بين تمامي درگاه هاي سوئيچ تقسيم مي شود نگهداري مي كنند و سپس پكت را از طريق درگاه مناسب براي سمت نود مقصد ارسال مي كنند.
Matrix : اين نوع سوئيچ ها داراي يك شبكه خطوط داخلي ( ماتريكس ) با پورت هاي ورودي و خروجي مي باشند. زمانيكه وجود يك بسته اطلاعاتي در پورت ورودي تشخيص داده شود ، آدرس كارت شبكه ( MAC ) با جدول جستجوي موجود در سوئيچ (MAC Table) مقايسه مي شود تا در نهايت بسته مذكور به پورت خروجي مورد نظر هدايت شود. بنابراين سوئيچ در حد فاصل بين اين دو پورت يك خط ارتباطي ايجاد كرده و آن دو پورت را به هم متصل مي كند
Bus architecture : در اين دسته از سوئيچ ها يك بافر براي هر يك از درگاه ها در نظر گرفته شده است. كه گذرگاه اطلاعات را كنترل مي كند.
Transparent Bridging : اكثر سوئيچ ها از سيستمي موسوم بهtransparent bridging استفاده مي كنند تا جداولي جهت جستجوي آدرس بسازند. سيستم مذكور يك تكنولوژي مي باشد كه امكان مي دهد تا سوئيچ همه آنچه كه در مورد موقعيت نودها در شبكه بايد بداند را بدون دخالت مدير شبكه ( network administrator ) مي آموزند. اين سيستم داراي پنج قسمت زير مي باشد :
Learning
Flooding
######ing
Forwarding
Aging
حال قدم به قدم با مراحل فوق آشنا مي شويم :
همانطور كه در شكل 3 مشاهده مي كنيد سوئيچ به شبكه اضافه شده است و سگمنت هاي مختلف به آن متصلند.
Learning : كامپيوترA كه در سگمنت A قرار دارد ، ديتايي براي كامپيوتر B واقع در سگمنت C ارسال مي كند.
پس سوئيچ اولين بسته اطلاعاتي را از روي نود A دريافت مي كند. آدرس كارت شبكه يا MAC Address آن را مي خواند و آن را در جدول مك خود به ثبت مي رساند. از اين پس سوئيچ به محض دريافت يك بسته اطلاعاتي كه آدرس مقصد دستگاه ، نود A آدرس دهي شده باشد مي تواند نود A را با توجه به آدرس موجود بيايد. به اين عمليات Learning مي گويند. يعني به محض ديدن يك MAC Address جديد سوئيچ آن را يادداشت مي كند و آن را ياد مي گيرد.
Flooding : با توجه به اينكه سوئيچ ، مك آدرس نود B را نمي شناسد ، بسته را به تمامي سگمنت ها به استثناي سگمنت A مي فرستد. هرگاه سوئيچ براي يافتن يك نود مشخص بسته را به تمامي سگمنت ها بفرستد در اصطلاح به اين عمل Flooding مي گويند.
Forwarding : نود B بسته را دريافت كرده و بسته اي را براي شناسايي به سمت نود A مي فرستد. بسته ارسالي از سوي نود B به سوئيچ مي رسد و سوئيچ نيز آدرس كارت شبكه نود B را به ليست MAC Table خود در سگمنت C اضافه مي كند. از آنجائيكه سوئيچ ، آدرس نود A را از قبل مي داند در نتيجه بسته را مستقيماً به نود A مي فرستد. چون سگمنتي كه نودA متعلق به آن است با سگمنتي كه نود B به آن تعلق دارد با هم متفاوت مي باشند. در نتيجه سوئيچ مي بايد اين دو سگمنت را به هم مربوط سازد و سپس اقدام به ارسال بسته نمايد كه به اين عملForwarding مي گويند
بسته ديگري از سوي نود A به سمت نود B ارسال مي گردد، بسته ابتدا به سوئيچ مي رسد، سوئيچ نيز آدرس نود B را مي داند و بسته را مستقيماً به نود B مي فرستد.
مراحل Learning و Flooding
ادامه مي يابد تا اينكه سوئيچ مك آدرس تمامي نودها را به ليست خود اضافه كند. بيشتر سوئيچ ها براي نگهداري ليست آدرس ها از حافظه زيادي برخورد دارند. اما براي استفاده بهتر از اين حافظه سوئيچ آدرس هاي قديمي را از
جدول پاك مي كند و براي جلوگيري از اتلاف وقت در آدرس هاي قديمي به دنبال آدرسي نمي گردد. براي انجام اين كار از تكنيكي موسوم به aging بهره مي گيرد. اساساً وقتي اطلاعات يك نود وارد جدول سوئيچ مي شود يك Timestamp در مقابل آن اطلاعات نوشته مي شود و با دريافت هر بسته اطلاعاتي ديگر ، آن بر چسب زمان (Timestamp) به روز مي شود. سوئيچ داراي قابليتي است كه پس از مدتي در صورت عدم فعاليت نود ، اطلاعات مربوط به آن را پاك مي كند. اين قابليت باعث ميشود تا فضاي قابل توجهي از حافظه براي اطلاعات و پكت هاي ديگر اختصاص داده شود. در نمونه اي كه ملاحظه كرديد، دو نود ( A و C ) يك سگمنت را بين خود تقسيم مي كنند حال آنكه سوئيچ براي هر يك از نودهاي B و D يك سگمنت مستقل ميسازد. در يك شبكه ايده آل LAN-Switched هر يك از نودها داراي يك سگمنت جداگانه مي باشد كه خصيصه مذكور ، احتمال برخورد بين بسته هاي اطلاعاتي و همچنين نياز به فيلترينگ را حذف مي كند.
Spanning Trees
براي جلوگيري از وقوع طوفان هايي موسوم به Broadcast Storms و همچنين جوانب ناخواسته ديگري كه در اثر اتصال حلقه اي سوئيچ ها بوجود مي آيند، شركت Digital Equipment Corporation پروتكلي با نام Spanning-tree Protocol يا STP ساخته است كه موسسه IEEE نيز آن پروتكل را با استاندارد 802.id معرفي كرده است. اساساً پروتكل مذكور از يك الگوريتم موسوم به (STA) Spanning- tree Algorithm استفاده مي كند. الگوريتم مذكور قادر است تا در بين چندين مسير منتهي به نود مورد نظر ، بهترين راه را تشخيص داده و مسير هاي ديگر كه ايجاد حلقه
مي كند را مسدود مي سازد.
روتر و سوييچ هاي لايه 3 ( Router and Layer 3 Switching )
برخي از سوئيچ ها در لايه دوم شبكه يا Data Layer كار مي كنند. با افزون روترها به اين مجموعه مي توانند در لايه سوم شبكه يا Network layer نيز كار كنند. در واقع سوييچ لايه سوم كاملا شبيه روتر است. روتر به محض دريافت پكت اطلاعات به آدرس هاي مبدا و مقصد نگاهي مي اندازد تا مسيري را كه بسته مي بايد طي كند را بيايد. يك سوئيچ استاندارد بر مبناي آدرس هاي MAC ، مبدا و مقصد بسته را شناسايي مي كند. تفاوت اساسي بين يك روتر و سوئيچ لايه 3 اين است كه سوئيچ لايه سوم با همان سرعت سوئيچ لايه دوم كار مي كند و براي انتقال ديتا از يك قطعه سخت افزاري استفاده مي كند همچنين آنها به مانند روترها در مورد نحوه هدايت ترافيك به لايه سوم تصميم مي گيرند. در داخل يك شبكه LAN سوئيچ هاي لايه سوم معمولاً سريعتر از روترها كار مي كنند زيرا بر مبناي سوئيچينگ سخت افزاري ساخته شده اند. در واقع بيشتر سوئيچ هاي لايه سومCisco روترهايي مي باشند كه داراي سوئيچينگ سخت افزاري بوده و در داخل اين قطعه سخت افزاري ، تعدادي تراشه وجود دارد كه بر حسب نياز انتخاب مي شوند كه در مجموع موجب افزايش سرعت اين روترها مي گردند. نحوه تركيب و مختص بودن سوئيچ هاي لايه سوم همانند الگويي است كه در روترها ديده مي شود. هر دوي آنها از پروتكل ها و جداول مسيريابي (Routing Table) استفاده مي كنند تا بهترين مسير را بيابند. هر چند سوئيچ هاي لايه سوم قادرند تا به صورت فعالي با استفاده از اطلاعات مسيريابي لايه سوم براي سخت افزار برنامه ريزي كنند كه در نهايت منجر به هدايت سريع بسته هاي اطلاعاتي مي گردد.
در سوئيچ هاي لايه سوم كنوني ، اطلاعات بدست آمده از پروتكل هاي جهت يابي براي روز آمد كردن جداول سخت افزاري استفاده مي شوند.
VLAN
با رشد شبكه ها از نظر اندازه و پيچيدگي ، بيشتر شركت ها به سمت شبكه هاي محلي مجازي Virtual local Area Network يا VLANS گرايش يافته اند. اساساً يك شبكه مجازي مجموعه اي است از نودهايي كه در يك Broadcast Domain قرار دارند. قبلاً در مورد broadcast و همچنين نحوه ممانعت روترها از عبور broadcastها مطالبي گفته شد.
در اين قسمت با دلايل استفاده از VLAN آشنا مي شويم:
Security : سيستم هايي كه داراي اطلاعات حساس بوده از ساير قسمت هاي شبكه جدا مي شوند كه اين پارامتر باعث مي شود تا از احتمال دسترسي مردم به اطلاعاتي كه مجاز به ديدن آنها نيستند، مي كاهد.
Projects / Special application : يك شبكه محلي مجازي با جمع آوري نودهاي مورد نياز در كنار هم مي تواند به انجام پروژه و يا كار كردن با يك برنامه ويژه را آسانتر كند.
Performance / Bandwidth : مدير شبكه با بررسي دقيق كار شبكه ، درصدد بر مي آيد تا شبكه هاي VLAN را بسازد و بر ميزان عرض باند شبكه مي افزايد.
Broadcast / Traffic flow : اساسي ترين فاكتور اين شبكه ها اين است كه از انتشار بسته هاي اطلاعاتي به
سمت نودهايي كه جزئي از اين شبكه نمي باشند جلوگيري كند. اين كار منجر به كاهش Broadcast مي شود. همچنين داراي Access lists مي باشند، كه به كنترل نوع ترافيك توسط مدير شبكه كمك مي كند.